سيد حسين محمد جعفري ( مترجم : سيد محمد تقى آيت اللهى )

148

تشيع در مسير تاريخ ( فارسي )

نمىدهند . تعارض شديد بين اين دو گروه ، بوضوح با اين اصل شرح داده مىشود كه از آغاز ورود على ( ع ) به كوفه ، مالك اشتر ، حجر ، عدى و ديگر رهبران شيعيان با استوارى به على ( ع ) پافشارى مىكنند كه بىترديد و بدون درگيرى در مكاتبات و مراودات به معاويه حمله كند درحالىكه اكثر رهبران مقتدر قبيله‌اى او را نصيحت مىكنند كه به انجام هيچ‌گونه اقدامى دست نزند . ( 64 ) با وجود اين ، وقتى كه ارتشهاى على ( ع ) و معاويه در صفّين روبروى يكديگر قرار مىگيرند . اين رهبران قبيله‌اى كوفه موقعيّت خود را متزلزل مىيابند و نمىتوانند به طور كامل از على ( ع ) كنار بمانند و مىبايست در صحنهء جنگ به همراه او ظاهر شوند . در عين حال همچنان غير صميمى و مردد باقى مىمانند . در حقيقت ، آنها مىبينند كه منافعشان به بهترين وجه ، در بلا تكليفى بين على ( ع ) و معاويه تأمين مىشود . آنان در اين درگيرى بودند كه مىديدند موفقيّت على ( ع ) به معنى از دست دادن نيروى قبيله‌اى آنها خواهد بود ولى از طرف ديگر ، پيروزى معاويه به معنى نابودى استقلال عراق بوده كه بالنتيجه منجر به نابودى قدرت آنها نيز ميشد . به طور خلاصه ، از زمان ورود على ( ع ) به كوفه تا زمان مقابله و درگيرى در صفّين و نتايج متوالى آن در عراق و تا هنگام مرگش ، موضع اين دو مسير ثابت و پابرجايى را طى مىكرد . رهبران شيعيان بر على ( ع ) فشار مىآوردند كه با معاويه بجنگد ، آنان مخالف پيشنهاد حكميّت بودند و خود را به صورت غير مشروط در اختيار على ( ع ) قرار دادند . از طرف ديگر ، اكثر رهبران طايفه‌اى ، تمايلى به جنگ با معاويه از خود نشان ندادند و با روح بىتفاوتى به صفّين رفته و با نشاط و شادمانى فراوان از صلح پيشنهادى بوسيله پيمان حكميّت استقبال كردند . ( 65 ) بطور كلّى ، عقيده بر اين است كه قراء ، على ( ع ) را مجبور به تسليم به حكميت كردند ولى در حقيقت به نظر مىرسد كه رهبران قبيله‌اى و دنباله‌روهاى آنها مسئول اين اقدام بودند ، زيرا بهره‌اى از جنگ بدست نياورده ، بلكه بيشتر دچار حالت بهت نيز گشتند . به همين نحو ، گفته مىشود كه گروه قراء بودند كه على ( ع ) را وادار به قبول ابو موسى اشعرى ، به عنوان حاكم نمودند ، با وجودى كه ، پرونده ابو موسى اشعرى دلالت بر اين دارد كه وى طرفدار مكيان و استيلاى كامل قريش بوده است و بنابراين ، بايد مورد قبول رهبران قبيله‌اى باشد .